نام کاربری:
پسورد:
اعضای انجمن(91) صفحه اصلی انجمن مقررات عمومی انجمنها و اختصاصی این انجمن نظرات انجمن
جستجوی انجمن
مدیریت انجمن:

مهدی عزیزی

ستاره سربی (adad )    

صابر(شاعر دردهای مردم)

درج شده در تاریخ ۸۹/۰۵/۲۹ ساعت 04:50     بازدید: 716 نفر
 

معماری و هنر و ادبیات

میرزا علی اکبر صابر(۱۲۹۰-۱۲۴۱)٬ را به حق بزرگترین شاعر معاصر آذربایجان میتوان نامید. صابر نه تنها در تاریخ ادبیات آذربایجان، جایگاهی سترگ دارد، بلکه همچون میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل روزنامه نگار نامی و مبارز میهنمان٬ جایگاهی والا را در مبارزات مردم ایران برای آزادی و برابری به خود اختصاص داده است. شعرهای صابر چون پتکی بر سر محمدعلی میرزای قاجار و عمله جهل و ظلم و ارتجاع زمان فرود می آمد و فریاد در گلو مانده مردمی بود که به وسیله او در روزنامه های باکو پژواک می یافت. در آن دوران روزنامه ملانصرالدین٬ به ارگان مجاهدین آذربایجان تبدیل شده بود و صابر در این میان با اشعار آتشین خود٬ آتش به دامن استبداد می انداخت. به ویژه آنجا که با به تمسخر گرفتن ممدلی میرزای قجر می گوید:

 

ایرانلی دئییل٬ جمله بیلیر (( مند علی)) یَم من

گرگان جفا و ستمین چنگلی یم من

ایرانلی لارین باشلاری نین انگلی یم من

سوررام٬ ایچرم٬ قانلارینی٬ چون زلی یم من

                                                   لاشه اوءزومون٬ ات اوءزومون٬ قان اوءزوموندور

                                                  شوکت اوءزومون٬ فخر اوءزومون٬شان اوءزوموندور

صابر٬ فقط مرد میدان سیاست نیست. او به خوبی علت العلل دردهای ایرانیان را می داند. جهل و نادانی که همیشه بزرگترین دشمن ایرانیان بوده و هست. از این روست که هنگامی که می خواهد آخوندهای طرفدار محمدعلی میرزا( همچون میرزا هاشم در محله دوه چی) را به طعن و ریشخند بگیرد٬ از آنان به عنوان کسانی یاد میکند که خوشبختی آنان در گرو نادانی مردم است و به طعن می گوید:

تحصیل علوم ائتمه کی ٬ علم آفتِ جان دیر..............هم عقله زیان دیر؛

علم آفت جان اوءلدوغو مشهورِ جهان دیر................معروف زمان دیر؛

پندِ پدرانه م ائشیت٬ ای ساده جوانیم....................یاخما غمه جانیم؛

خوش اوءل کسه کیم٬ وِل دوءلانیب٬ داغدا چوبان دیر...آسوده همان دیر؛

صابر یک روشنگر راستین٬ تاریکیها و پلیدیهای مردم دوران خویش را چون دملی چرکین میبیند و آنها را به سختی نشتر می زند. یکی از بزرگترین دردهای آن زمان- که بدبختانه هنوز هم هست- این بود که زنان جزو انسانها به شمار نمی آمدند و پدر خانواده به خود حق میداد٬ هرگونه که دلش می خواهد با همسر و دخترانش و بلکه پسرانش رفتار کند. در آن دوران سیاه ٬ پدر٬ خود داماد خویش را بدون اینکه دختر ببیند٬ انتخاب کرده و دختر بعد از رفتن به حجله بود که با مردی که قرار بود٬ یک عمر زندگی کند٬ روبرو میشد. چه دختر بچه گان بی گناهی که مجبور بودند با مردی همسن و سال پدر خویش ازدواج کنند. از این رو بود که صابر با طعن و نیش از چنین شوهری( از زبان دختر بینوا) یاد میکند:

اول گون کی آداخلادیز ٬اوتاندیم

اوءغلان دی٬دئدیز  ارین٬ ایناندیم

ار بوءیله اوءلورموش٬ ایندی قاندیم

                                                        خان دوءستو ٬ آمان دی٬ قوءیما گلدی

                                                       کرداری یامان دی٬ قوءیما گلدی

دودکش کیمی بیر پاپاق باشیندا

آغ توکلری بللی دیر قاشیندا

گرچی قوءجا دیر٬ بابام یاشیندا

                                                    آمما سوراغان دی٬ قوءیما گلدی

                                                    کرداری یامان دی٬ قوءیما گلدی

این شعر زیبا بعدها دستمایه ای شد برای یکی از شاهکارهای صنعت سینمای آذربایجان(شوروی) تا از آن فیلم مشهدی عباد ساخته شود. داستانی که در آن پدری ورشکسته٬ دختر ۱۵ ساله و زیبای خود را در حالیکه دل به جوانی آراسته و شایسته بسته است٬ به یک پیرمرد ۷۰ ساله شوهر میدهد.فیلمی  کمدی با مضمونی انتقادی.

بدبختانه این داستان سیاه در سرزمین ما به گونه ای دیگر در حال تکرار است.

بدبختانه هنوز هم در سرزمین ما٬ این معضل حل نشده است. هر چند که تراژدی هایی از قبیل مشهدی عباد بیشتر در روستاها و خانواده های فقیر قابل مشاهده است٬ در دیگر خانواده ها( به ویژه با بافت سنتی و مذهبی) این تراژدی به گونه ای دیگر به پیش می رود. در سرزمین ما هنوز پدر ها و مادرهایی هستند که برای فرزندانشان٬ هیچ حق انتخابی قائل نیستند و فرزند نیک از نظر آنان٬ آن است که به انتخابهای پدر و مادر بله بگوید و از میان انتخاب آنان٬ یکی را بپسندد. اگر احیاناً این فرزند در دانشگاه یا محیط کار یا در هر جای دیگری( خارج از چارچوب و عرف خانواده) دل بست٬ در این صورت است که یک شورشی و یک فرزند خودسر است که باید با هر تمهیدی شده(  او را از آینده ترساندن٬ تهدید به عاق کردن٬ تهدید به طرد شدن و از ارث محروم شدن و خط و نشان کشیدن و حتی در بعضی از خانواده ها با تنبیه فیزیکی)٬ وی را از تصمیمش منصرف نمود.

مهم نیست که این فرزند بالغ و عاقل شده٬ مهم نیست که تحصیلکرده است یا نه٬ مهم نیست  و مهم نیست. چرا که برای او کوچکترین حق تصمیم گیری و انتخاب قائل نیستند.

مهم تصمیم بزرگترهاست. این آنها هستند که تصمیم میگیرند که فرزندشان در چه زمانی٬ با چه کسی و با چه شرایطی ازدواج کند. گویا این فرزند کالایی است که آنها حق دارند٬ هر گونه که دلشان می خواهند٬ فقط به صرف اینکه پدر و مادر او هستند٬ تجربه دارند و نیز وابستگی عاطفی٬ رفتار کنند و اینچنین است که نسل عقده ای آیندهء ما چون نسلهای عقده ای دیگر ساخته میشود.

اکنون کمتر جوانی را میبینیم که بر سر این مسئله با خانواده اش مشکل نداشته باشد. مگر اینکه  در چارچوبهای سنتی رفتار کرده و یا خانواده اش آنچنان روشن بینی داشته باشند که به جای یک قاضی سختگیر یا حاکم همه کاره٬ خود را در مقام مشاور دلسوز فرزندانشان قرار دهند و به جای قرار دادن مانع٬ تلاش در نشان دادن راه روشن بنمایند و برای معیارهای انتخاب همسر فرزندشان ٬ ارزش قائل شوند و معیارهای خویش را به او تحمیل ننمایند و در صورتی که فرزندشان٬ همسرش را مطابق معیارهایش انتخاب کرده٬ او را یاری رسانند.

البته آنچه که مسئله را دشوارتر نموده٬ قوانین کشوری است که زن را نیمی از مرد به حساب آورده و مشکلی که میرفت تا پیش از ....٬ کم کم حل شود( مسئله تضاد نسلها)٬ اکنون به طور ویژه ای خودش را نشان داده است و بدبختی بزرگتر آنجاست که ما چنین مشکلاتی را در خانواده های به اصطلاح تحصیلکرده و ظاهراً روشنفکر جامعه میبینیم و اینجاست که نه بر خود که باید به حال چنین جامعه ای گریست.آیا از این نیز فاجعه ای بزرگتر و سیاه تر سراغ دارید؟

کجاست صابر٬ تا ببیند مشکلی که ۱۰۰ سال پیش در اروپا حل شده (اکنون در آنجادختر و پسر با شادمانی و جشن و به راحتی با یکدیگر ازدواج میکنند)٬ در اینجا به یک پدیده اپیدمی تبدیل گشته است.جالب اینجاست که  در اروپا و به ویژه آمریکای آزاد٬ خانواده قداست و احترام بسیار بیشتری نسبت به ایران سنتی دارد و حتی زوجهای آنجا بسیار عاشقانه تر از زوجین چرتکه انداز ایرانی زندگی میکنند( چرا که انتخابشان را با خرد و دلشان انجام داده اند و نه با چرتکه) و این هم ایرانی که با این همه ادعا٬ رکورد دار طلاق در دنیاست.

خان دوءستو ٬ آمان دی٬ قوءیما گلدی

                                                       کرداری یامان دی٬ قوءیما گلدی



بچه فهیم شهر(emad )
۸۹/۰۵/۲۹ - 18:44
یک داغ دل بس است برای قبیله ای
روشن شود هزار چراغ از فتیله ای
محمد فرزند میانه(0027 )
۸۹/۰۵/۲۹ - 20:40
خیلی زیاده
دالغا ترک اوغلو(meha )
۸۹/۱۰/۰۲ - 12:04
چوخ گوزل يازيلارين وار دوغوردان ساغ اول اينديسه تكجه مباريزه اگاهيدي ياز و هچ يورولما
امین قربانی(amin20 )
۸۹/۱۰/۰۷ - 16:28
jalebe=Dchox@};-
جلال علی اصغری(eblis87 )
۹۰/۰۱/۰۶ - 12:23
:)


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
رژه ی همجنس گرایان در جمهوری آذربایجانچگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتسریع ترین اینترنت هوشمند میانه اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio* دو شخص و دو چهره : حاج ابوالقاسم و آقا بیگدریافت آني نرخ سکه وطلاوانواع خودرو-زمان پروازهاو..باارسالsmsازموبایل به اس ام اس سامانه فروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615نوای دلباخدا باش وپادشاهی کن(جایزه)همین الان عضو شو...
مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است